گفتی که به احترام دل باران شو باران شدم وبه روی گل تابیدم
گفتی ک ببوس روی نیلوفر ازعشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن من هم چو گل ستاره هاتابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک باش بریاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو دریاشدم وتو را به ساحل دیدم
گفتی که بیا ولحظه ای مجنون باش مجنون شدم وز دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم وبا ترنمت روییدم
گفتی که بیا واز وفایت بگذر از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم
+نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/19ساعت2:51 بعد از ظهرتوسط غزل |
|
About
به عشق گفتم تا تورا دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت به احساس گفتم تاتورادارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت به وفا گفتم تا تو رادارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت ولی وقتی به تنهایی گفتم تا تورا دارم تنهانیستم موند ومونس وهمدمم شد