با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به (خاطر تو)
بهش گفتم (بخاطر هیچ کس)
پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟
با اینکه دلم داد میزد (بخاطر تو) با یه بغض غمگین
بهش گفتم (بخاطر هیچی)
ازش پرسیدم تو به خاطر چه زنده هستی
در حالی که اشک درون چشمانش جمع شده بود گفت:
به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است
+نوشته شده در جمعه 1386/12/10ساعت11:51 بعد از ظهرتوسط غزل |
|
About
به عشق گفتم تا تورا دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت به احساس گفتم تاتورادارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت به وفا گفتم تا تو رادارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت ولی وقتی به تنهایی گفتم تا تورا دارم تنهانیستم موند ومونس وهمدمم شد