آيا اين تقدير من است؟!.. تا روزها در جاده دلتنگي بنشينم و افسوس دوري تو را بخورم... درختان جاده زندگيم در حال خشك شدن هستند!.. افسوس كه تو ديگر در كنارم نيستي..... افسوس كه سرنوشت براي ما جدايي را رقم زده !!.. افسوس كه هرچه بدوم و بدوم تو دور و دورتر ميشوي ! گفتي ما بدون هم خوشبخت تريم اما.... اما خوشبختي من در با تو بودن بود .. افسوس كه خوشي ها تمام شد.... افسوس كه باهم بودن ها تمام شد.... اما اگر تو بدون من خوشبختي دوري را تحمل ميكنم !.... من و تو دو خط موازي بوديم كه هرگز نقاشي پيدا نشد تا دو سر ما را عاشقانه به هم برساند و تا آخر اين دنيا موازي خواهيم ماند ...... .
+نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/17ساعت3:37 بعد از ظهرتوسط غزل |
|
About
به عشق گفتم تا تورا دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت به احساس گفتم تاتورادارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت به وفا گفتم تا تو رادارم تنها نیستم منو تنها گذاشت ورفت ولی وقتی به تنهایی گفتم تا تورا دارم تنهانیستم موند ومونس وهمدمم شد